اگر دورم زدیدارت دلیل بی وفایی نیست
وفا آن است که نامت را همیشه زیر لب دارم
خدايا!! ای کاش می شد بودن را تنفس کرد یا تو قفس اسارت زیستن را تجربه کرد
اگر دورم زدیدارت دلیل بی وفایی نیست
وفا آن است که نامت را همیشه زیر لب دارم

قطره های باران انگار می خواهند به من یاد آوری کنند که تو رفته ایی
و من باید به احترام رفتنت مثل آسمان گریه کنم
ولی نمیدانم! شاید دیگر اشکی ندارم که برای رفتنت بریزم
شاید هم اشکهایم خود را مخفی کرده اند تا در هنگام بازگشتت بی امان ببارند
من میدانم که باران نمی داند امید بازگشت تو در من بیشتر از نا امیدی از دست دادن توست
نمی دانم من در اشتباهم یا باران؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چشمان منتظر من خیره به در به دنبال نگاه مشتاق تو هنوز منتظره.
نگاهی که می دانم تا قیامت باید منتظر بماند
در قانون دنیای من , رفتن همیشه بی بازگشت بوده
به من ثابت کن که اشتباه می کنم

بی خبر فردا چه تلخه برامون
هر کدوم به یک طرف رفتیم جدا
هر دومون مثل دو کوه پر غرور پشت به پشت
ساکت نشستیم بی صدا..........
*****************************************************************************

مخفٌف کلمه love
درياچه غم lake of sorrow
اقيانوس اشك oceam of tears
دار مرگ valley of death
پايان زندگي end of life
my id : lldelbakhtehll
دوستان عزيزم براي ديدن قسمت ۱۱۸ دلباخته كه شماره تلفن هاي كل كشور
رو ساپورت مي كنه روي آدرس زير كليك نماييد
دوستان خوبم براي گوش دادن به آهنگ هاي مورد علاقه تون
و دانلود آنها روي دانلود موزيك
كليك كنيد
دوستان عزيز و مهربونم قسمت نرمافزار دلباخته شروع به كار كرد از دوستان عزيز ![]()
خواهشمندم براي ديدن اين قسمت روي آدرس زير كليك نمايند ![]()
« فاصله بين من و تو تنها يه حرف ساده است »
همين ديروز بود كه يه خط فاصله به وسعت يه دنيا زندگي بين من و تو كشيده شد ...
هيچ وقت نخواستي بدوني و من هم هيچ وقت نخواستم بگم .......
هميشه سنگ صبور بودم اما امروز از اون سنگ بزرگ فقط يه كمي خرده سنگ مونده كه
اون هم داره زير پاهات له مي شه ...
هيچ وقت نخواستي باور كني و من هم هيچ وقت نخواستم قبول كنم ....
وقتي به دور و برم نگاه مي كنم مي بينم خودم موندم و خودم و يه مشت افكار پراكنده و
درهم و يه عالمه حرف نا تمام و يه .........
هيچ وقت نخواستي به ياد بياري و من هيچ وقت نخواستم فراموش كنم ..........
ديگه خسته شدم و اينبار مي خوام به خاطرات خوش گذشته ام بي توجه باشم تا شايد
راحت فراموش كنم نه اينكه فراموش بشم ........ميدونم كه اينبار كار سختي پيش رو
دارم ..
چون نمي دونم حرفهاي گذشته رو از ياد ببرم يا دلي كه هر روز داره با ياد گذشته
عاشق تر مي شه .............
فقط اينو دوست دارم بدوني كه فاصله بين من و تو تنها يه حرف سادست.....
حالا دلم مي خواد يه كمي از دلتنگي هام بنويسم:
مينويسم روي يك تكه كاغذ.......واژهء تنهاي تنهايي ام را
مرور ميكنم توي ذهنم.......لحظه هاي بيصداي تنهايي ام را
قدم ميزنم روي سنگفرش خاطراتم
و فرياد ميزنم تا بگويم به كبوتران
كوچ كنيد و از ديار من برويد
آزادي حق شماست.....پرواز نياز شماست
منم كه اسيرم
ميخواهم روي ديوارهاي شهرم بنويسم
اي مسافرمانده در اين شهر.......تو آزادي به سفر
برو, بروتا جاي قدمهايت
به همه بگويد كه ما آزاديم...
به ستاره هاي آسمانم گفته ام كه
راه زندان من را به كسي نشان ندهند
شايد بيايند و سكوت تنهايي ام را بشكنند
من با اين خلوت انس گرفته ام
اما شما برويد چون رهايى حق شماست
من نميدانم گناهم چيست؟
يا به شعلهء كدامين قهر ميسوزم
يا بر دوشم كدامين غم آشيان دارد
ولي ميدانم بغض من بي صدا ميشكند
و كسي نيست تا بشنود آواي غريب يك اسير را
اسارت به چه معناست؟...كس هيچ نميداند...من فقط ميدانم
گل, پرپر شدهء چيست....يا كه زردي برگ درخت همرنگ زردي كيست
چه كسي انس گرفته با نالهء من ......من فقط مىدانم
آري! آزادي من با اسارتم خو گرفته
و من اين را خوب ميدانم كه حق من از دنيا ...
خواب و خيال يك روياست......روياي يك رهايي.....
وچه زيباست لحظه اي كه ...بدهيم هديه به يكديگر
بالهاي گشودهء آزادي را
**************************************
من موندم و يه عالمه حرف ناتمام
وقتي به پشت سرم نگاه مي كنم
يه ديوار ناتمام مي بينم ..وقتي هم كه به روبرو نگاه
مي كنم همان ديوار ناتمام........
اينجا كسي با من نيست و من تنها
درگير بازي با يك احساسم كه تا حالا نتونسته ام از
اون رهايي يابم .....
واژگان ذهنم هم رنگ پاييزي به خود گرفته اند
و منو توي يك كوچه بن بست رها كرده اند
و كوچه با اون ديوارهاي سردش منو اسير يك رويا كرده ....
حالا من مانده ام و يه عالمه واژه تكراري
كه نمي دونم از كدوم دريچه ذهنم آنها رو
فراري بدم .....
دلم مي خواد يه قدم از خودم فاصله بگيرم
تنها يه قدم .....شايد اينبار خودمو راحت بتونم
باور كنم ...
دلم نمي خواد خيلي عاشقونه يا با واژهاي
قلمبه سلمبه حرف بزنم اما نمي تونم خيلي
هم راحت حرف بزنم ...... اما سعي مي كنم ...
************************************
ميگي عاشق باروني؛
ولي وقتي بارون مياد چتر ميگيري بالا سرت
ميگي عاشق برفي؛
ولي طاقت يك گلوله برف رو نداري
ميگي پرنده ها رو دوست داري؛
ولي ميندازيشون توي قفس
ميگي عاشق گلهايي؛
ولي خيلي راحت از شاخه جداشون ميكني
انتظار داري نترسم
وقتي ميگي عاشقي؟؟؟؟؟؟؟
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
my id : lldelbakhtehll

يادت مياد اون گريا هامو ريختم كنار پنجره
داد كشيدم تورو خدا نامه بده يادت نره
يادت مياد خنديديو گفتي حالا بذار برم
تو رفتي و من هنوزم كنار در منتظرم
id: lldelbakhtehll
فاصلة من و تو با هيچي پر نميشه بجزگريه
در کوچه تنهایی دل می نشینم و به آسمان پر ستاره چشم می دوزم
که ستاره دنباله دار من به نهان خانة دل هدایت می کند دقیق می شوم
صدفی گرانبها را در خانة احساس مأ وا گزیده که تلألؤ آن چشمانم را خیره می کند
و دریای وجودم را مأمن صدف کردم ناگاه گل واژه های احساسم فریاد بر آوردند
*دوستت دارم*
![]()
remember the flight as the bird is mortal ![]()
![]()
پرواز را به خاطر بسپار پرنده مرد نی ست

